ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 75

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

وى حقا اسمى بود با مسمى ، معلمى مهربان و دوستى صادق و مسلمانى نيك اعتقاد . دروغ نمىگفت و از دروغ‌گويان سخت بيزار بود . اغلب مؤلفات و كتب ايشان در نزد من بعنوان امانت بود كه ضمن مطالعه آنها آنچه مربوط به رجال و دانشمندان اصفهان بود يادداشت مىكردم . در سال 1322 ش به خواهش حقير كتاب اربعين « چهل حديث » را تأليف فرمود كه نسخه اصل و منحصر آن نزد نويسنده موجود است . در اين سالها از رساله‌هاى « اشعريين قميين » « مكمل الافهام » ، « نمونه مختصر المكارم » ، « حواشى كتاب المآثر و الآثار » و « حواشى تذكرة القبور » و در سال 1375 رساله « شرح حال حاجى كرباسى و اولاد و احفادش » را از تأليفات آن مرحوم نسخه برداشتم . در سال 1365 قمرى به خواهش حقير رساله مختصرى در شرح حال جد امجد علامه‌ام مرحوم آقا سيد محمد حسن مجتهد موسوى نوشت كه در مقدمه رساله « اعجاز القرآن » آن مرحوم در همان تاريخ بچاپ رسيده است . از سال يك‌هزار و سيصد و سى و دو خورشيدى كه حقير از طهران به اصفهان مراجعت نمودم مراوده قبلى تكرار شد لكن در اين موقع بمناسبت گرفتاريها و كارهاى ادارى كمتر موفق مىشدم مانند سالهاى قبل بزيارتش نائل گردم و شايد هر ماه يكى دو بار بيشتر توفيق ديدارش دست نمىداد و در اين اواخر با كمال تأسف ماهها مىگذشت و نائل به زيارتش نمىشدم . نويسنده در سال 1328 ( 1369 ق ) در مقدمهء كتاب رجال اصفهان « تذكرة القبور و حواشى » براى اولين بار شرح حال مختصرى از ايشان نوشته و بچاپ رسانيدم . در سال 1372 در كتاب « زندگانى حضرت آيت‌اللّه چهارسوقى » بوسيله نويسنده بزرگوار آن جناب روضاتى شرح حال ديگرى از وى بچاپ رسيد . در سال 1334 نويسنده سطور در كتاب « شعراى معاصر اصفهان » شرح حال وى را نوشته بچاپ رسانيدم . در اين مقاله مىتوانم آنچه در اين مدت چهل و چند سال كه با او محشور و مربوط بوده‌ام از سجاياى اخلاقى و ملكات نفسانى و حالات روحى اين مرد بزرگ كه يقينا روزگار ما و بعد از ما ديگر مثل او پرورش نمىدهد را درك كرده‌ام در اين چند جمله خلاصه كنم : 1 - مرحوم معلم مردى بود به تمام معنى مسلمان واقعى . آنچه را كه بايد عمل كند از